لینکستان | جستجوی پیشرفته | ارتباط با ما | درباره‌ي ما | انجمن سمپادیا
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

برهاد
دانش آموزان سمپاد (اروميه)
 مطالب خود به ايميل ما ارسال كنيد يا به طور مستقيم از خود سايت استفاده كنيد . (مخصوص اعضا)

لطفا بعد از بازديد از سايت نظرات خود در يادداشت ها بنويسيد.

Advertisement

لینک RSS سایت
bookmark

Home arrow صفحه اصلي
فیزیکدانی که در 71 سالگی ستاره فضای سایبر شد
نویسنده محمد مطهري   

پروفسور Walter H. G. Lewin استاد فیزیک دانشگاه MIT که به خاطر پادکست ها و ویدئو کست های کلاس هاش مورد توجه خیلی از علاقه مندان به فیزیک قرار گرفته.

این استاد فیزیک با انتشارپادکست های کلاسش در سایت درس های باز دانشگاه MIT و هم چنین در سایت iTune عده زیادی از علاقه مندان به رشته فیزیک رو به وجد اورد.جالبه در لیست تعداد دانلود های پادکست های این استاد از سایت iTunes در رتبه اول (نسبت به پادکست های اساتید دانشگاه های مختلف)قرار داره.هم چنین از هنگامی که دانشگاه ام ای تی پادکست های ایشون رو برای دوره های دبیرستان های آمریکا گسترش داد مورد استقبال خیل عظیمی از معلمین و دانش آموزان قرار گرفت.

شاید این سوال پیش بیاد که فرق ویدئو کست های پروفسور لوین(یا بهتر بگیم کلاس های درس ایشون) با بقیه اساتیدی که مطالبشونو از این طریق منتشر می کنن چیه.ایشون در واقع یه استاد منحصر به فرد برای بیان قوانین و اصول فیزیک هست. مثلا برای بیان “قانون پاندول ها” و اینکه دوره تناوب یک پاندول به جرم بسته شده بهش بستگی نداره یک آزمایش عجیب و جالب در کلاس خودش انجام داد.اون خودش رو از طنابی وسط کلاس آویزون کرد و خودش رو شروع به تاب دادن کرد.بعد با مقایسه دوره تناوب این حالت با حالتی که فقط یک گوی فلزی به طناب آویزون بود قانون پاندول ها رو به خوبی نشون داد.(نتیجه:دوره تناوب یک پاندول مستقل از جرم سیم،توپ فلزی وصل شده به آن و یک عدد استاده!)

کار های جالب دیگه ای که این استاد انجام داده :چگونگی تشکیل رنگین کمان ، قانون بقای انرژی (توهمون لکچر پاندول ها به این موضوع پرداخته که طبق گفته خودش هم جونشون سر نشون دادن این قانون به خطر میندازه)، روابط حاکم بر یک جسم پرتاب شونده و …که طرفداران خیلی زیادی پیدا کرد و در تمام دنیا فیلم های این کلاس ها توسط علاقه مندان به پدیده های فیزیکی دیده شد.

“زندگی شما هیچ وقت تکراری نمیشه.شما به خاطر علم که دارید همیشه می تونید از ابعاد مختلف به پدیده ها نگاه کنید و از زیبایی منحصر به فرد اونها لذت ببرید”.این رو وقتی پروفسور لوین در یکی از کلاس های خودش که به توضیح قوانین اپتیکی و تشکیل رنگین کمان می پرداخت، خطاب به دانشجو هاش گفت.

یک معلم فیزیک عراقی در پی ایمیلی به این استاد عنوان میکنه “شما نقش پدر من در علم فیزیک رو داشتید.علی رغم حمله آمریکا به کشور عزیزم عراق و اشغال اون،تو باعث شدی من آمریکا رو دوست داشته باشم.چون تو در آنجا هستی”.

جالبه که بدونید این فیزیکدان برای هر جلسه حدود 25 ساعت وقت جهت آماده کردن موضوع درس،انجام حرکات مختلف با دقت تمام برای درست نشان دادن یک اصل فیزیکی و …. صرف می کنه.

منابع و لینک های مرتبط:

1- نیویورک تایمز

2- سایت درس های باز دانشگاه ام ای تی

3- اپل با iTunes U دانشگاه ها را به خانه شما می اورد.

 


نقل از مريم

ارسال یادداشت (0یادداشت)
جهان در سال 2050 ميلادي
نویسنده محمد مطهري   

اگر مي‌‌خواهيد تصويري از سال 2050 ميلادي در برابر چشمانتان ظاهر شود پس اين مقاله را مطالعه كنيد. حدود صد سال پيش ژول ورن نويسنده كتب علمي تخيلي، آنچه را كه در نوشته‌هايش جاي مي‌داد فقط در روياها مي‌گنجيد. كشتي زيردريايي، بالن، سفر به اعماق زمين، سفينه‌هاي فضايي و دريايي تنها جنبه تخيل اين نويسنده را نشان مي‌داد اما همان طور كه مي‌دانيم همه اين روياها به سرعت به حقيقت پيوست و همه تصاوير خيالي كتاب‌هاي ژول ورن واقعي شد و امروزه جزولاينفك زندگي بشر شده است. پس آنچه را كه درباره سال 2050 خواهيد خواند، شايد در حال حاضر كمي غيرواقعي جلوه كند اما شايد در42 سال آينده همه تخيلات و روياهاي انسان به تحقق خواهد پيوست.

همدم با روبات‌ها
كارشناسان و محققان هوش مصنوعي معتقدند تا 50 سال آينده روباتي به بازار خواهد آمد كه به عنوان همدم مي‌توان او را انتخاب كرد. در واقع روبات‌ها به دستگاه‌هايي بسيار مشابه انسان‌هاي امروزي تبديل خواهند شد كه احساس هم دارند و مي‌توانند با حركات خود انسان‌ها را عاشق خود كنند! اين روبات‌ها به عنوان دوست، ياري‌رسان و همدم در نظر گرفته خواهند شد. ديويد لوي يك محقق انگليسي هوش مصنوعي كه استاد بين‌المللي شطرنج نيز هست اظهار داشت، كه روبات‌ها كار خود را در كارخانجات خودروسازي آغاز كردند اما در آينده قرار است ارتباط بيشتري با انسان داشته باشند و رابطه‌اي احساسي را در پيش بگيرند.
روبات‌هاي آينده مي‌توانند شوخ‌طبع، جدي يا عبوس باشند و هر فرد طبق علاقه خود، روبات‌ها را انتخاب مي‌كند. كم‌كم روبات‌ها به اعضاي خانواده تبديل مي‌شوند در مشورت‌ها شركت مي‌كنند و نظر مي‌دهند و در گپ‌هاي دوستانه شركت ابراز احساسات مي‌كنند و مي‌توانند يك همدم خوب براي انسان‌ها باشند.

بدن مجازي
تا سال 2050 علوم پزشكي به دليل نقشه‌برداري از اعضاي هر انسان به صورت مشخصي خواهد شد يعني علم پزشكي براي هر فرد تصميم مي‌گيرد و دارو مي‌سازد و هر يك از انسان‌ها صاحب يك «من برتر مجازي» خواهند شد كه وزن، رژيم غذايي و پارامترهاي سلامتي ديگر را كنترل خواهد كرد. همچنين علم پزشكي روي ژن‌هاي خاص و بيماري‌هاي آينده متمركز مي‌شود و هر فرد يك نقشه ژنتيكي خواهد داشت و طبق آن درمان خواهد شد.همچنين براساس تغييرات پزشكي، پيش‌بيني مي‌شود كه پوكي استخوان كه يك بيماري رايج امروزي است، كاهش خواهد يافت و هيچ كس از استخوان درد و كمردرد رنج نخواهد كشيد.از اين رو دهه‌هاي بعدي پير شدن جمعيت جهان بروز خواهد كرد.

نيويورك در سال 2050
به علت گرم شدن بيش از حد زمين و طوفان‌هاي شديد، مردم نيويورك بايد اين شهر را به فراموشي بسپارند، پيش‌بيني‌هاي رايانه‌اي از زير آب رفتن اين شبه جزيره بزرگ در آينده خبر مي‌دهد. زيرا با شكسته شدن يكي از بزرگ‌ترين توده‌هاي يخي جزيره‌اي در آركتيك كانادا بر اثر گرم شدن سطح زمين، بسياري از شهرهاي جهان به ويژه نيويورك زيرآب خواهد رفت. به گفته كارشناسان سطح آب اطراف نيويورك تا سال 2050 تا 50 متر بالا خواهد آمد. لذا در چند دهه آينده شهر نيويورك بر اثر آب شدن يخ‌هاي مناطق اطراف به ويژه قطب شمال ناپديد خواهد شد.

آلودگي هوا از بين خواهد رفت
حال با نگاهي خوش‌بينانه به آينده مي‌نگريم پس بايد بگوييم كه به علت، تاثير گازهاي گلخانه‌اي كه ناشي از سوزاندن سوخت فسيلي است، بشر از انرژي فوزيوني استفاده خواهد كرد كه بهتر و ارزان‌تر خواهد بود. اتومبيل‌ها از سوخت‌هاي بدون آلوده‌كننده كه هيدروژني هستند و از راكتورهاي فوزيوني به دست مي‌آيد، استفاده خواهند كرد. لذا آلودگي هوا تا سال 2050 از بين خواهد رفت.براي سفر به ناشناخته‌ها، بشر وسيله‌هاي نقليه راحتي را به كره ماه و ديگر سياره‌ها خواهد ساخت. حتي عده‌اي در كره ماه سكني مي‌گزينند. همچنين روبات‌ها در خدمت انسان‌ها هستند. خانم‌هاي خانه‌دار با استخدام يك روبات مي‌توانند به راحتي بنشينند و تمام روز را تلويزيون تماشا كنند و خيالشان از بابت غذا و كارهاي خانه راحت باشد.حتي قرار است مدرسه‌ها ديگر تشكيل نشود و دانش‌آموزان پاي رايانه بنشينند و درس فرا بگيرند و درس جواب دهند. بدون آنكه مجبور باشند صبح خيلي زود از خواب بيدار و راهي مدرسه شوند و مورد بازخواست مسئولان مدرسه قرار گيرند.

اتمام نفت
حال با ديدي خلاف بر خوشبيني به آينده مي‌نگريم: توليد جهاني نفت به اوج خود مي‌رسد و همه سوخت فسيلي به پايان خواهد رسيد و مردم تا زماني كه انرژي ديگري را جايگزين نفت و گاز كنند، مدتي طول خواهد كشيد و به مشكلات زيادي برخورد خواهند كرد. اكولوژي رو به نابودي مي‌رود، بالا آمدن آب درياها، باعث مي‌شود اكثر شهرهاي قاره اروپا در آب فرو برود همچنين شهرهاي ساحل جنوب و جنوب شرق آسيا، به علت نبود سوخت‌هاي فسيلي و گران شدن اتومبيل‌ها با سوخت هيدروژني، مسافرت و حمل و نقل كالا محدود مي‌شود و انسان‌ها مجبورند يا از دوچرخه استفاده كنند يا با پاي پياده راهي شوند.كمبود آب در جهان به يك معضل تبديل خواهد شد و براي به دست آوردن آب كه يك نوشيدني حياتي براي انسان‌هاست، كشورها با هم مي‌جنگند تا آب بيشتري به دست آورند! حال نمي‌دانيم در پايان اين مقال اشاره داشته باشيم كه، زندگي در سال 2050 مناسب است يا نامناسب، آيا روي خوشش را به بشر نشان مي‌دهد و يا روي بدش را...

ارسال یادداشت (1یادداشت)
فرشته بيكار
نویسنده محمد مطهري   
   روزی مردی خواب عجیبی دید.

دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.

   مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.

   مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.

   مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟

  فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند: خدایا شکر.
ارسال یادداشت (4یادداشت)
توهمانی که می اندیشی
نویسنده محمد مطهري   

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد. بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود. مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید. یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد . جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.

مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد. اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.

بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.

 

توهمانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال  رویا هایت برو و به یاوه های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن.

ارسال یادداشت (2یادداشت)
مشغله
نویسنده محمد مطهري   
روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال کار می گشت و نهایتا" توانست برای خودش کاری پیدا کند. حقوق و مزایا و شرایط کار بسیار خوب بود، به همین خاطر هیزم شکن تصمیم گرفت نهایت سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار گیرد. رئیسش به او یک تبر داد و او را به سمت محلی که باید در آن مشغول می شد راهنمایی کرد. روز اول هیزم شکن 18 درخت را قطع کرد. رئیس او را تشویق کرد و گفت همین طور به کارش ادامه دهد. تشویق رئیس انگیزه بیشتری در هیزم شکن ایجاد کرد و تصمیم گرفت روز بعد بیشتر تلاش کند اما تنها توانست 15 درخت را قطع کند. روز سوم از آن هم بیشتر تلاش کرد ولی فقط 10 درخت را قطع کرد. هر روز که می گذشت تعــداد درخت هایی که قطع می کرد کمتر و کمتر می شد. پیش خودش فکر کرد احتمالا" بنیه اش کم شده است. پیش رئیس رفت و پس از معذرت خواهی گفت که خودش هم از این جریان سر در نمی آورد. رئیس پرسید:" آخرین باری که تبرت را تیز کردی کی بود؟" هیزم شکن گفت:" تیز کردن؟ من فرصتـی برای تیز کردن تبرم نداشتم تمام وقتم را صرف قطع کردن درختان می کردم!"

شما چطور؟ آخرین باری که تبرتان را تیز کرده اید کی بود؟

ارسال یادداشت (2یادداشت)
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 بعد > آخر >>

 

based on Mambo and designed by Mohammad Motahhari

Clicky Web Analytics website availability