لینکستان | جستجوی پیشرفته | ارتباط با ما | درباره‌ي ما | انجمن سمپادیا
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

برهاد
دانش آموزان سمپاد (اروميه)
 مطالب خود به ايميل ما ارسال كنيد يا به طور مستقيم از خود سايت استفاده كنيد . (مخصوص اعضا)

لطفا بعد از بازديد از سايت نظرات خود در يادداشت ها بنويسيد.

Advertisement

لینک RSS سایت
bookmark

Home arrow صفحه اصلي arrow همه انسان ها در زندگی چهار همسر دارند
همه انسان ها در زندگی چهار همسر دارند
نویسنده محمد مطهري   

روزي ، روزگاري پادشاهي 4 همسر داشت.

او عاشق و شيفته همسر چهارمش بود. با دقت و ظرافت خاصي با او رفتار مي کرد و او را با جامه هاي گران قيمت و فاخر مي آراست و به او از بهترين ها هديه ميکرد.

همسر سومش را نيز بسيار دوست مي داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسايه فخر فروشي مي کرد. اما هميشه مي ترسيد که مبادا او را ترک کند و نزد ديگري رود.

همسر دومش زني قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه که اين پادشاه با مشکلي مواجه مي شد، فقط به او اعتماد مي کرد و او نيز همسرش را در اين مورد کمک مي کرد.

همسر اول پادشاه، شريکي وفادار و صادق بود که سهم بزرگي در حفظ و نگهداري ثروت و حکومت همسرش داشت . او پادشاه را از صميم قلب دوست مي داشت، اما پادشاه به ندرت متوجه اين موضوع مي شد .

روزي پادشاه احساس بيماري کرد و خيلي زود دريافت که فرصت زيادي ندارد.

او به زندگي پر تجملش مي انديشيد و در عجب بود و با خود ميگفت ” من 4 همسر دارم ، اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها مانده ام .”

بنابراين به همسر چهارمش رجوع کرد و به او گفت ” من از همه بيشتر عاشق تو بوده ام. تو را صاحب لباسهاي فاخر کرده ام و بيشترين توجه من نسبت به تو بوده است. اکنون من در حال مرگ هستم، آيا با من همراه ميشوي؟ ” او جواب داد ” به هيچ وجه !” و در حالي که چيز ديگري ميگفت از کنار او گذشت. جوابش همچون کاردي در قلب پادشاه فرو رفت.

پادشاه غمگين، از همسر سوم سئوال کرد و به او گفت ” در تمام طول زندگي به تو عشق ورزيده ام، اما حالا در حال مرگ هستم. آيا تو با من همراه ميشوي؟” او جواب داد ” نه ، زندگي خيلي خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم کرد .” قلب پادشاه فرو ريخت و بدنش سرد شد.

بعد به سوي همسر دومش رفت و گفت ” من هميشه براي کمک نزد تو مي آمدم و تو هميشه کنارم بودي. اکنون در حال مرگ هستم. آيا تو همراه من ميآيي؟ او گفت ” متأ سفم! در اين مورد نميتوانم کمکي به تو بکنم، حداکثر کاري که بتوانم انجام دهم اين است که تا سر مزار همراهت بيايم “. جواب او همچون گلوله هايي از آتش پادشاه را ويران کرد.

ناگهان صدايي او را خواند، “من با تو خواهم آمد، همراهت هستم ، فرقي نمي کند به کجا روي، با تو مي آيم .” پادشاه نگاهي انداخت، همسر اولش بود ! پادشاه با اندوهي فراوان گفت: اي کاش زماني که فرصت بود به تو بيشتر توجه مي کردم .

در حقيقت، همه ما در زندگي كاري خويش 4 همسر داريم

همسر چهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به اين که تا چه حد برايش زمان و امکانات صرف کرده ايم و به او پرداخته ايم، هنگام ترك سازمان و يا محل خدمت، ما را تنها مي گذارد

همسر سوم ما، موقعيت ما است که بعد از ما به ديگران انتقال مي يابد .

همسر دوم ما، همكاران هستند . فرقي نمي کند چقدر با هم بوده ايم، بيشترين کاري که مي توانند انجام دهند اين است که ما را تا محل بعدي همراهي کنند .

همسر اول ما عملكرد ما است . اغلب به دنبال ثروت، قدرت و خوشي از آن غفلت مينماييم. در صورتي که تنها کسي است که همه جا همراهمان است .

همين حالا احياءش کنيد، بهبودش ببخشيد و مراقبش باشيد


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده مهمان در تاریخ 1387/01/21 ساعت 22:33:52
khaili ali bud mmmmmmmmmmmmmmmmeeeeeeeeeeeeeeeeeeeerrrrrrrrrrrrrrrrr3333333333333333333000000000000000000 

نویسنده مهمان در تاریخ 1387/02/01 ساعت 15:17:11
kamelan aali wa jaleb bood 
alhagh waght o fekr kharjesh kardin 
 
daameetoon garm 
waghean estefade kardam

نویسنده مهمان در تاریخ 1387/02/13 ساعت 17:05:23
خیلی جالب بود استفاده کردم.

نویسنده مهمان در تاریخ 1387/04/21 ساعت 15:40:42
خیلی جالب بود استفاده کردم.

نویسنده جابر بياتي مهر در تاریخ 1387/05/25 ساعت 11:20:20
سلام . خيلي جالب بود . ممنون ميشيم اگه مشابه هاي بيشتري قرار بدين
نام شما / ایمیل شما
بررسی امنیتی. لطفا کد امنیتی را وارد کنید گوش دادن به کد

بعد>
 

based on Mambo and designed by Mohammad Motahhari

Clicky Web Analytics website availability